محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
239
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
الظّانّ لذلك بل هي مجّة من لذيذ العيش يتطعّمونها برهة ثمّ يلفظونها جملة . ( 9 ) » ترجمه اى مردم ! اين حقيقت را از خاتم پيامبران صلّى اللّه عليه و آله بياموزيد كه فرمود : هر كه از ما مىميرد ، در حقيقت نمرده است و چيزى از ما كهنه نمىشود . پس آنچه نمىدانيد ، نگوييد ، زيرا بسيارى از حقايق در امورى است كه ناآگاهانه انكار مىكنيد . مردم عذر خواهى كنيد از كسى كه دليلى بر ضدّ او نداريد و آن كس من مىباشم . مگر من در ميان شما بر اساس « ثقل اكبر » كه قرآن است عمل نكردم و « ثقل اصغر » ( عترت پيامبر عليهم السّلام ) را در ميان شما باقى نگذاردم ؟ ! مگر من پرچم ايمان را در بين شما استوار نساختم و از حدود و مرز حلال و حرام آگاهيتان ندادم ؟ ! مگر پيراهن عافيت را با عدل خود به اندام شما نپوشاندم و نيكىها را با اعمال و گفتار خود در ميان شما رواج ندادم و ملكات اخلاق انسانى را به شما نشان ندادم ؟ ! پس وهم و گمان خود را در آن جا كه چشم دل ژرفاى آن را مشاهده نمىكند و فكرتان توانايى تاختن در آن راه ندارد ، به كار نگيريد . تا آن كه برخى از شما گمان مىبرند كه دنيا به كام بنى اميه شد و همه خوبىها را افزون به آنها سپرده و آنها را از سرچشمه خود سيراب كرده و تازيانه و شمشيرشان از سر اين امّت كنار نخواهد رفت . كسانى كه چنين مىانديشند در اشتباهند ، زيرا سهم بنى اميه تنها جرعهاى از زندگى